|
زیر درخت آرزو می خوام یه قصزی بسازم پنجره هاش آبی باشه من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری می خوام یه حرفی بزنم تا دیگه تنهام نزاری می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم کاشکی بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم کاش تو هوای عاشقی همیشه پیشم بمونی از تو کتاب زندگی حرفای رنگی بخونی حتی اگه دلت نخواد اسم تو . تو قلب منه چهره ی تو یادم میاد وقتی که بارون می زنه امشب می وخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم اگر که خوب درنیومد به احترامت بمیرم امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها بری وقتی که اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه هوای رفتن که کنی مرگ گلای مریمه
سلام به دوستان عزیز خوبین؟ این مدت به دلایلی نمیتونستم آپ کنم و جواب مهربونیاتونو بدم. شرمنده تونم حالا اومدم که از دلتون در بیارم منتظر اپ های جدید باشین دوستتون دارم " سحر جولی "
وقتی رفت دلبسته ی چشمای همدیگه بودیم
شعرا كه قابل نداره اما همش واسه خودت فقط نوشتم اينارو به خاطر تولدت
نگات قشنگه وليكن يكم عجيب و مبهمه من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه منو گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر نميدونم شايد سفر براي دردات مرهمه تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه من چجوري واست بگم ؟ بارون قشنگ و نم نمه هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره اما به جون اون چشات مرگ گلهاي مريمه آخرشم دِق ميكنم تا منو دوست داشته باشي مُردن كه از عاشقيه يكدفه نيست كه كم كمه من نميدونم تو چرا اينجور نگاهم ميكني زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خَمه ميپرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ميخندي و جواب ميدي رفتن من مُسلمه بُرو ، بُرو به خاطر خودت اما به من يه قول بده هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه رسم كه لحظه سفر يادگاري به هم ميدن قشنگترين هديه تو، تو قلب من يه مشت غمه شايد اينو بهم دادي كه هميشه با من باشه حق با توِ ، تو راست ميگي غمت هميشه پيشمه ديدي گلها شب كه ميشه اشكاشونو رو ميكنن يادت باشه چشم من هم هميشه غرق شبنمه تو ميري و اسم منو از رو دلت خط ميزني اسم قشنگ تو ولي هميشه هر جا يادمه چشماي روشنت يكم كاشكي هواي منو داشت تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه
به روي گونه تابيدي و رفتي
مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک مي زنه
بر اساس سرگذشت یک دوست پنجشنبه گذشته تصميم گرفتم همراه مادرم برم اهل قبور آخه دلم خيلي هواي بابا بزرگم و کرده بود .خدا بيامرزتش... (از دوست عزیزم ملکه شب تشکر میکنم که تو این کار به من کمک کرد. و از شما میخوام که نظرتونو در مورد اینکه من در هر آپم یه داستان واقعی از عشق های شکست خورده بنویسم رو بگین و اگر شما مایل بودین میتونید داستان عشق خودتون رو به صورت خصوصی برای من بفرستین تامن در وب لاگ ازش استفاده کنم)
دست گذاشتم رو یکی که یک فشون خاطر خواشن
حرف هاي ما هنوز نا تمام
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
|
About![]()
آرزوهايم زير انبوهي از خاکستر هنوز نفس مي کشند...
Home
|